شاید هر صبح

از: این حقیر

شاید هر صبح که برمی‌خیزیم
با دروغی کوچک،
پرده‌ها نیم‌تکانی بخورند
و شعاعی تیز از پنجره‌ها رد شود و
با صدایی نازک، خبر از کم شدن روزی دیگر بدهد.
و نفس‌ها
و صداها
همه از خویش بپرسند که شاید امشب
شاید امشب که بیاید، برود،
صبح بعدی به دروغی دیگر روشن خواهد شد؟

Advertisements

3 دیدگاه to “شاید هر صبح”

  1. «خبر از کم شدن روزی دیگر بدهد.»
    برای کسی که دغدغه پایان نامه داره این جمله خیلی درد آوره
    البته خبر گم شدن یک روز دیگر رو من به شخصه شبانه ساعت دوازده دریافت میکنم

    • این رو خیلی قبل از دوران پایان نامه گفتم. ولی به هر حال الان معنیش دردناک میشه. به قول ژاک دریدا، بد زمونه ای شده.

  2. «همه از خویش بپرسند که شاید امشب
    شاید امشب که بیاید، برود،»

    به هیچ وجه انسان مرگ اندیشی نیستم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: